طرحی از یک "طرح"
1.میگفتند وقتی میروید دیدار،محضر آقا،انقدر گلایه نکنید که آقا این چه وضع فرهنگ است، که دانشگاه ما اسلامی نیست، که وضع اقتصاد داغان است و مشایی فلان است و مجلس حرص ما را در آورده و ...البته،گرچه گلایه هم جای خودش. اما شما هم بگویید.بگویید از آن کارهایی که کرده اید و طرحی که افکنده اید و محض رضای خدا شما هم دل آقا را شاد کنید.
***
2.خبر رسید طرحیست با نام "طلیعه حکمت".نشد که اسم نویسی کنیم.بی خیال شدیم.خبر نداشتیم از جزئیاتش.و هیچکس دیگری هم نداشت.طرح،کار تهرانی ها بود و باز بچه های شهرستان بیخبر از همه جا!

اما بالاخره شد آنچه شد و اسممان رفت توی لیست.
طرح تدریس آثار شهید مطهری:

نیمه دوم ماه مبارک .
آبعلی ،اردوگاه سید الشهدا(علیه السلام):

دانشجویان از اکثر شهرستانها،حدود 550 نفر:
تصورمان از طرح "هیچی" بود.میگفتیم هیچی هم که نباشد میرویم این چند روز کارهای عقب افتاده مان را انجام میدهیم!
روز اول را به گشتن گذراندیم.
اما همه روزها که روز اول نمیشود.
و الباقی...
از حاشیه ها- که متنی اند برای خودشان- بگذریم و بپردازیم به متن.
برنامه ازین قرار بود که..
از ساعت 16 تا حدود 00:40 کلاس داشتیم.
با زنگ تفریح ِ نماز و افطاری به عنوان میان وعده اش!
قبل کلاسها هم حلقه های مباحثه.معمولا پانزده نفری.یا به عبارتی همان گعده های خودمان.با محوریت مرور درسهای ارائه شده توسط اساتید و پیش خوانی مطالب جلسه بعد.
دعا و مناجات و سخنرانی و تفریح و خواب هم باقی ماجرا.
یک دوره جداً نفس گیر.
اما چند نکته هست که لازم میدانم تاکید رویشان را؛
1. وضعیت کلاسها
2.اساتید
3.اساتید
4.اساتید
5.اساتید
6...
اول از" 2" :
__مقدمتا این نکته را داشته باشید: توی یکی از کلاسها صحبت شد از طرح بینش مطهر.استاد از سالهای آغازین طرح میگفت و اینکه الان در چه مرحله ایست و نیازهای آن چیست و ...
میگفت:تقریبا همه چیز برای اینکه دانشگاههای دیگر – به جز دانشگاه امام صادق(علیه السلام)- هم طرح تدریس آثار استاد شهید را داشته باشند آماده است الا "مربی "اش!
فوقش 20 و چند نفر اند کسانی که آمادگی دارند برای اجرای این طرح - با همان شرایط خاصی که مد نظر است و توسط گروهی در دانشگاه امام صادق تدوین شده - و نمیتوانند این همه دانشگاه را پوشش دهند مگر اینکه که کِــــــــــــش بیایند!__
...
استاتید گروه ما در این طرح (تمهید/طلیعه حکمت) 8 نفر بودند.با میانگین سنی حدود30 سال.با نشاط.دارای تحصیلات عالی و سطح علمی قابل قبول(هیئت علمی دانشگاه امام صادق(علیه السلام)).
اساتیدی که هم سخنران بودند برایمان.هم مداح.هم مکبر هم مشاور هم دوست هم الگو هم تداعی کننده شیوه ی "مشاء"!...


و فهماندند به ما که تواضع چیست و تلاش کدام است و با دهان روزه بین تهران و آبعلی برای تدریس به ما و رسیدن به شغل رسمی در رفت آمد بودن کار نشدنی ای نیست و میتوان بی چشم داشت "جدا موثر" بود و ..
و اینها البته حرفهایی نیست که بتوان گفت و تنها باید دید و حس کرد و البته شاکر بود و برای آنگونه شدن زحمت کشید..
در یک جمله،"کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم" برایمان تفسیر شد.
و حالا به عمق این جمله فکر کنیم اگر ما هم بشویم اینگونه مربی و دانشگاهمان متبرک بشود به کتابهای استاد شهید و ...
خیلی دور و دیر هم نیست..انشاالله.
و اما "1":
اعتراف کنیم که روزه انرژی زیادی از انسان میگیرد.(گرچه معتقدیم انرژی دیگری میتواند فقدانش را جبران کند)خصوصا که تابستان هم باشد و خوابی هم در کار نباشد.
ساعت 4 عصر زمان شروع کلاسهای ما بود.
اما آنچنان مباحث برایمان جالب بود و اساتید جالب تر که اگر به هر دلیلی یک جلسه را غیبت میکردیم تا آخر شب حالمان گرفته بود..
این یعنی میتوان در یک زمان سوخته هم به بهترین شکل دانشجو را سر کیف آورد.
و باز این برمیگردد به همان استاد و مربی، و انصافا اساتید ما دست مریزاد داشتند..
و هم مسئولین طرح از طراح تا مجری..
***
۳.میگفتیم:حضرت آقا چه کیفی بکنند وقتی شرح این طرح را بشنوند..

+
کمر همت ببندیم برای دمیدن روح اندیشه استاد شهید مطهری در دانشگاهها و جامعه،لطفا.

نگاه میکنم،کلاه از سر عقلم فرو میغلتد. میفهمم هنوز تا تو فاصله هاست.باید بروم، نه،باید بیایم،به سوی تو،ای"ستیغ" سخت دست یافتنی ام..